آترین جونه مامانیآترین جونه مامانی، تا این لحظه: 17 سال و 6 ماه و 9 روز سن داره

آترین دختر زیبا و پر انرژی مامان و بابا

شعر

شعرهایی که دخترم توی مهدکودکه مهدی یاران حفظ کردی رو تو این پست برات مینویسم   in a cottage in a wood in a cottage in a wood alittle man at the window stood he saw a rabbit running by knocking at the door. help me  help me   the rabbit said before the hunter shoots me dead come little rabbit com with me hapy we shall be     twinkle twinkle little star twinkle twinkle little star how i wonder what you aare up above the world so high like a diamond in the sky twinkle twinkle little star how i wonder what you aare head shoulders knees and toes knees and toe...
17 تير 1392

شیطون بلا

دختر عزیزم امروز دقیقا 4 سالو 3 ماهته و هر روز که میگذره بزرگتر و خانم تر میشی ودر عین حال پر انرژی الان در ماه تابستان هستیم و روزها طولانیه اما من با وجود تو نمیفهمم کی شب میشه هر لحظه یه خواسته ویا یه جور بازی ازم میخوای . یه کچولو هم شیطونی سعی میکنی حتما حرف خودت رو به کرسی بشونی دیشب برای شام سوپ درست کردم سوپ یکی از غذاهای مورد علاقته .تو هم پاتو کردی تو یه کفش که باید با ملاقه غذا بخوری منم حرفی نزدم و گذاشتم کار خودتو بکنی نفسی مامان     الان تقریبا 2 هفته است که پای مامان جون شکسته وکچ گرفته ما هم سعی میکنیم بیشتر وقتمون رو بریم بیشش که یه خرده بهش کمک کنیم .دیروز که رفته بودیم اونجا مامان جون و بابا جون خوا...
16 تير 1392

نماز خوندن

الهی قربونت برم اینقدر خوشکل نماز میخونی                                     دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی ، دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی ، دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی دوستت دارم چون به یک نگاه ، عشق منی . . .   ...
13 تير 1392

استخر

امروز از خواب که بیدار شدیم  رفتیم استخر دختر نازم حسابی اب بازی کرد برخلاف خیلی از بچه ها که از اب میترسیدن دخترم از همون اول که وارد اب شد پرید توی اب و ٣ساعت اب بازی کرد ماشالله اینقدر انرژِی داری مادر امدیم خونه هم رفتی توی اتاقت و بازی میکردی و منم رفتم استراحت کنم امروز با بابایی تصمیم گرفتیم برای اموزش شنا ثبت نامت کنیم         ...
13 تير 1392