این چند روز
سلام به دخترم و همه دوستای خوبم که همیشه به ما سر میزنند
خاله رزیتای عزیزم ممنون که همیشه جویای احواله ما هستید ما همیشه به وبلاگه ارمیتا جون میایم و روی ماهشو میبینیم اما به دلیله باز نشدن قسمت کد نویسی نمیتونیم براتون نظر بزاریم ما رو ببخشید.
اول از همه باید بگم که 15 اذر تولد خاله نصیبه بود و به همین مناسبت یه سری مهمون دعوت کردیم و واسه شادیش ختم انعام خوندیم و مامان جون هم زحمته آش رو کشید اینم عکسه کیک خاله

چند روزه پیش گفتی مامان میخوام گل بکارم
رفتی یه کاسه برداشتی و توش دستمال گذاشتی و روشم یه خورده عدس ریختی و هر روز رشدش رو نگاه میکردی و کلی ذوق داشتی البته به گفته خودت میخوای وقتی بزرگتر شد ببری توی خاک بکاری تا میوه بده
مراحل رشد




چند روز پیش که از مهد دختره نازم داشته میومده خونه از بابایی خواسته که برن با هم گل فروشی و دختره نازم واسه مامانیش گل بخره .اترین جونم عاشقه هدیه دادن به بقیه است و میدونه که مامان هم گل خیلی دوست داره
وقتی که از در اومد تو از مامان خواست که چشماشو ببنده و یک دفعه گله خوشکلی که خریده بود رو از پشتش در اورد و داد به مادر و منم حسابی ذوق و بووووووس



ادامه عکس ها در ادامه مطلب
این کار دستی خوشکل رو هم خانمی درست کرده

این هم نقاشی مامان بابا و اترین

بازی با عروسکها




این چند روز
