آترین جونه مامانیآترین جونه مامانی، تا این لحظه: 17 سال و 6 ماه و 12 روز سن داره

آترین دختر زیبا و پر انرژی مامان و بابا

تـــــــــــب

1392/8/11 16:06
نویسنده : مامانی
333 بازدید
اشتراک گذاری

ماه من سلام

چند روزیه که سرما خوردی و منم مرتب در حاله رسیدگی به شما هستم که انشاالله زودتر خوب بشی آخه مامانی از تب خیلی میترسه عزیزم هر وقت طب میکنی یاد 6 ماهگیت میفتم که یه بار حسابی تب کردی و ما بردیمت بیمارستان تهران و واقعا از این بیمارستان افتضاح متاسف شدم و از یه طرف بیماری تو از طرفه دیگه رسیدگی نکردن دکترا و اینکه اصلا با من حرف نمیزدن و منم صبح روز بعد با رضایت خودم مرخص کردمت و بردمت یه بیمارستانه دیگه که دکتر نریمان پزشک معالج شما بود و معلوم شد دلیله این همه تب عفونت ادراره البته بعد از گرفتن اب نخاع و...

ولی تو این بیمارستان اصلا بهم سخت نگذشت چون واقا دکترا و پرستارا رسیدگی میکردن

واز اون به بعد هر شبی که تب داشتی تا صبح تقریبا بیدار بودم و از مریضی میترسم و از خدا میخوام هیچ وقت بیمار نشی گلم

دیشب رفتیم بیرون و در مسیر شما اصرار داشتی که بریم پارک و ما هم میگفتیم اول میریم پاساژ بعد میریم پارک که تمام طول مسیر داشتیم سره این موضوع بحث میکردیم و شما توی پاساژ بی حال شدی تصمیم گرفتیم بیایم خونه که توی ماشین همش میگفتی

اترین:مامان فکر کنم مریضیم داره خیلی شدید میشه

مامان: نه عزیزم زود خوب میشی

اترین:فکرکنم تبم خیلی شدید شده

مامان: نه عزیزم تبت کمه

اترین: مامان فکر کنم دیگه پارک بی پارک شد

عزیزم این روزا تا یکی چیزی میگه در جوابش میگی:

خــــــــــــــدا نصیب نکنــــــــــه

دیشب تند تند با تب سنج تبت رومیگرفتم و بهت میگفتم بزار ببینم تبت پایین اوده که گفتی :

بادستت سرت تا پاهاتو نشون دادی و..

مامان تب از بالا سرم میاد تا پاهام

فکر میکردی من که میگم تبت بیاد پایین از بدنت کمکم میاد پایین

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

مامان آلما
12 آبان 92 14:18
آخیییییییییی خدا کنه زود خوب شی عزیزم. مامانی باید مواظب بچه ها بود. فصل خیلی بدیه.



ممنون عزیزم
رزیتا مادر آرمیتا
12 آبان 92 23:03
خاله قربونت . ایشالا که زود زود خوب میشی و هیچی نیست .
صفیه جون نگران نباش . ایشالا که چیزی نیست آرمیتا هم یک چند روزی سرفه میکرد و بی حال بود که خداروشکر زود خوب شد .


خدا نکنه خاله جونم.ممنون از دعاتون
رزیتا جونم از لطف همیشگیتون ممنونم
مامان بهار مهرنگار
15 آبان 92 0:05
عزیزه دلم خدایا آترین جون زود خوب بشه.خیلی ناراحتم
مامانی
پاسخ
ممنون از دعاتون خاله مهربون
مریم
22 آبان 92 1:10
ایشالله که زودخوب میشی خوشگل من ممنون عزیـــــــــــــزم
آزاده و ساینا
28 آبان 92 14:26
سلام دوست عزیز.......من بعد از ماهها بصورت اتفاقی قسمت نظرات مدیریت وبلاگ ساینا رو نگاه میکردم و کامنت شما رو دیدم.....با عرض شرمندگی و تشکر بخاطر لطف و محبت شما........ماشاللههههههه دختر شما هم خیلی نازه.........خیلی جیجرهههههه... ببوسینش از طرف من..... راستش چون یکی دو ساله اخیر کامنت دونی رو غیر فعال میکردم واسه همین قسمت مدیریت نظرات رو نگاه هم نمینداختم......
مامانی
پاسخ
سلام ممنون از لطفتون
آزاده و ساینا
28 آبان 92 14:27
ممکنه فراموش کرده باشید.... این آدرس وب سایناست......